نقش قرآن در زندگی بشر و دهکده جهانی
قرآن مجيد در اين باره جايگاه ممتازى دارد. تعريفى كه قرآن از انسان دارد إِنِّى جاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَلِيفَةً[1] و تعريفى كه قرآن از خداوند ارائه كرده است: لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ[2]، تعريفى كه از نظام هستى و حيات و شعور همگانى موجودات ارائه داده وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ[3] و بيانى كه از پيوستگى و هماهنگى منظم همه كرات و افلاك و زمين و آسمان دارد وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها …[4] و … نيازمندى همه جامعه بشرى و پويندگان راه حق و حقيقت را به اين كتاب آسمانى ضرورى و آشكار ساخته است؛ زيرا بعضى از دانشها به جز از طريق قرآن، براى بشر دست يافتنى نيست:
وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ[5]؛ «و آنچه را [كه هرگز] نمی دانستيد به شما ياد می دهد …».
از جمله آگاهی هايى كه جز از طريق قرآن راهى براى دريافت آن نيست، آگاهى درباره جهان پس از مرگ و جزئيات جهان آخرت است؛ زيرا هيچ كدام از افراد بشر، تجربه تكرار و رفت و آمد آن را ندارند و درك بشرى، هيچگونه سابقه ذهنى از آن ندارد. در حالى كه در سوره «واقعه»، «صافات»، «مرسلات» و … صحنه قيامت به تصوير كشيده شده است.
سوم. نقش برجسته ديگر قرآن اين است كه از سابقه تاريخ بشر، خبرهاى درست و مطابق واقع را نقل كرده و سرگذشت پيامبران و محتواى پيام آنان را- بدون هرگونه تحريف و دسيسه بشرى- به انسانها رسانده است.
ازاينرو قرآن حتى بر پيروان تورات و انجيل، منّت شايان توجهى دارد كه چهره پيامبران بنی اسرائيل را به درستى معرفى كرده و حضرت موسى، عيسى، زكريا و … را آنگونه كه بوده اند- به دور از هرگونه تهمت و توهينى- شناسانده و دست تحريفگران و دسيسهگران را نقش بر آب ساخته است.
قرآن مجيد در اين باره مىفرمايد:
وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِى وَ أُمِّى إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِى أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِى بِحَقٍ[6]؛ «اى عيسى پسر مريم! آيا تو گفتى به مردم كه من و مادرم را همچون دو خدا به جاى خداوند بپرستيد؟! گفت: منزهى تو! مرا نشايد كه چيزى را كه حق نيست بگويم».
چهارم. نقش برجسته ديگر قرآن براى جامعه بشرى، اين است كه ظرفيت جهان شمولى دارد و پيامهاى آن براى تمام مصلحان جهان و حافظان حقوق بشر، قابل اعتنا و كاربردى است. تكيه بر نقاط مشترك پيروان اديان آسمانى و پايبندى به اصول انسانى (مانند عدالت گسترى، امانتدارى و …)، تلاش براى ريشهكنى هرگونه ناهنجارى، ناپاكى و اختلاف و مخالفت با حق و درستى و …
همگى شاخص هايى است كه ظرفيت جهان شمولى قرآن را به نمايش گذاشته است.
آيات نورانى قرآن، تمامى اصلاحگران و حقگرايان را به سوى محور وحدت و پاكى، به دور از هرگونه تعصب و خودخواهى، دعوت كرده است:
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ
وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ[7]؛ «بگو: اى اهل كتاب! بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است، بايستيم كه: جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم و برخى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به پروردگارى نگيرد»[8].
بی ترديد گستردگى دانش بشر، تحولات شايان توجهى داشته و شكوفا سازى طبيعت و سلطه بر آن، به دست قدرت علمى و اطلاعاتى انسان و تجربه هاى بشرى، تا حدود زيادى تأمين شده است. قرآن خود اين تحول آفرينى را در گستره ظرفيتهاى انسان دانسته است:
هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها[9]؛ «خداوند شما را در زمين ايجاب كرد و وظيفه شكوفايى و آبادانى و استخراج ظرفيتهاى زمين را به شما واگذار كرد».
رسالت دين و قرآن، «شكوفايى متوازن، متعادل و هماهنگ انسان» است.
بر اين اساس بايد انسان را شناخت و آغاز و انجام او را دانست. بايد جايگاه انسان را در كل هستى به درستى تعريف كرد و رابطه او با خدا، خود، جامعه و طبيعت را تنظيم نمود. اين همان كليد سعادت است كه قرآن براى جامعه بشريت به ارمغان آورده است.
«رسالت علم»، ساخت جهان است و «رسالت قرآن»، رشد ايمان و جهت دهى به حركت انسان است و با توجه به اسارت علم در دست برخى از انسانهاى آلوده به قدرت و ثروت و فزونخواه، پاىبندى به يك مكتب الهى و به يك كتاب آسمانى به دور از تحريف، يك ضرورت آشكار است.
[1] ( 1). بقره( 2)، آيه 30.
[2] ( 2). شورى( 43)، آيه 11.
[3] ( 3). رعد( 13)، آيه 13.
[4] ( 4). شمس( 91)، آيات 4-/ 1.
[5] ( 5). بقره( 2)، آيه 151.
[6] ( 1). مائده( 5)، آيه 116.
[7] ( 1). آل عمران( 3)، آيه 64.
[8] ( 2). براى آگاهى بيشتر ر. ك:
الف. طباطبايى، محمدحسين، قرآن در اسلام،( دارالكتب الاسلاميه، 1372)؛
ب. جوادى آملى، عبداللَّه، قرآن در قرآن،( مركز نشر اسراء، بهار 1378)؛
ج. همو، انتظار بشر از دين،( مركز نشر اسراء، 1380)؛
د. مدرسى، محمدتقى، مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم،( انتشارات محبان الحسين عليه السلام، 1379)؛
ه. غزالى، محمد، نقش قرآن در جهان معاصر،( انتشارات ههژار سنندج، 1380).
[9] ( 3). هود( 11)، آيه 61.
صفحات: 1· 2